اعتراف بزرگ آمريكا درباره فعاليتهاي هستهاي ايران
انتشار كتاب «برنامه سلاحهاي استراتژيك ايران» كه در انستيتو مطالعات استراتژيك لندن و زير نظر «گري سيمور»، چهره متنفذ و عضو سابق شوراي روابط خارجي ايالات متحده، تدوين شده است، با واكنشهاي كنترلشده از سوي رسانههاي غربي، به ويژه «BBC» روبهرو شد.
نظر به اهميت كتاب نامبرده و ارائه اطلاعات و ارزيابيهاي منتشرنشده درباره فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي، «بازتاب»، متن كامل فصول مهم اين كتاب را منتشر ميكند.
در بخش نخست گزارش اين مركز مطالعاتي استراتژيك بريتانيا در رابطه با آغاز فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي به ويژه در رابطه با حلقه اول چرخه سوخت هستهاي، استخراج و فراوري اورانيوم و توليد كيك زرد بررسي شده است.
مسير ايران براي توسعه هستهاي راه مستقيم و مشخصي نبوده است. اين كشور به عنوان يك متحد مهم براي غرب در خلال جنگ سرد در دهه 1960 با استفاده از كمكهاي آمريكا، تجهيزات و تأسيسات هستهاي اساسي در مركز تحقيق هستهاي تهران نصب و مجموعهاي از دانشمندان سطح بالاي هستهاي را كه در آمريكا و اروپا آموزش ديده بودند، گردآوري كرد. به اين ترتيب، بحران نفتي در سال 1974 ايران، برنامه بلندپروازانهاي براي توسعه تجهيزات نيرو و سوخت هستهاي جهت غنيسازي و عملآوري مجدد سوخت هستهاي را آغاز كرد كه كاربردي دوگانه داشت؛ يكي حفظ استقلال در زمينه تهيه انرژي به منظور ابقاي صنايع نفتي و گازي ايران و ديگري كسب توان براي توليد سلاحهاي هستهاي جهت فراهم شدن زمينه ظهور و تبديل ايران به عنوان يك قدرت مسلط در منطقه خليج فارس.
وقوع انقلاب ايران در سال 1979، موجب از هم گسيختگي برنامههاي هستهاي شاه شد، به طوري كه دانشمندان سطح بالاي خارجي از ايران فرار و منابع غربي از عرضه كمكهاي هستهاي به ايران خودداري كردند و آيتالله روحالله خميني، رهبر عالي جمهوري اسلامي ايران با توسعه فناوري هستهاي مخالفت كرد. به رغم اين موانع، برخي از جديدترين فعاليتهاي هستهاي آزمايشگاهي در خلال دهه 1980 ادامه يافت كه شامل تجارب و آزمايشهاي اعلامنشده با استفاده از فناوريهاي به دست آمده از پاكستان ميشد. اما اين آزمايشها و تجارب، موفقيت كمي در راستاي كسب توان توليد مواد هستهاي داشتند.
پس از درگذشت آيتالله خميني(ره) در سال 1989، فعاليتهاي ايران براي گسترش برنامه آشكار و غيرنظامي و تجارب اعلامنشده در زمينه تبديل، عملآوري مجدد و غنيسازي مواد و سوخت هستهاي در دوران رياستجمهوري آقاي رفسنجاني و تحت رهبري عالي آقاي خامنهاي ادامه يافت. ايران در اين دوره كوشش كرد تا رآكتور نيروگاه هستهاي بوشهر را تكميل كند و در اين راستا از مساعدت منابع روسي و منابع مستقل خارجي براي حمايت از تلاشهاي داخلي خود جهت طراحي و ساخت تجهيزات عملآوري اورانيوم و تأسيس كارخانههاي توليدي و رآكتورهاي تحقيقي آب سنگين بهرهمند شد؛ اگرچه فشارهاي واشنگتن موجب قطع و مسدود شدن كمكهاي بيشتر براي فعاليتهاي هستهاي نظير ساخت يك تجهيزات مركزي غنيسازي ليزري راهنما شد. همچنين واشنگتن در سال 1997 مانع از فعاليتهاي هستهاي ايران شد و آنها را مختل كرد ولي پيش از اين اقدام، ايران موفق شده بود از كمكهاي خارجي براي آمادهسازي اورانيوم، غنيسازي ليزري، رآكتورهاي تحقيقي و به ويژه ساخت تجهيزات تبديل اورانيوم در مقياس صنعتي بهره بگيرد و سرانجام توانست با استفاده از كمك اضافي مرتبط با فعاليتهاي سانتريفيوژ كه از شبكه عبدالقديرخان در نيمه دهه 1990 كسب كرده بود، فعاليتهاي ساخت تجهيزات و تأسيسات غنيسازي راهنما در شهر نطنز در حدود سال 2000 را آغاز كند.
به رغم پيشرفتهاي فوق، برنامه هستهاي ايران از زماني كه گروه مخالف دولت ايران (شوراي مقاومت ملي ايران ـ مجاهدين خلق) به افشاي علني برنامههاي هستهاي و ديگر تجهيزات و تأسيسات هستهاي اعلامنشده ايران در ماه اوت 2002 پرداختند، با تأخيرها و موانعي روبهرو شد. ايران براي جلوگيري از ارجاع پرونده هستهاي خود به شوراي امنيت سازمان ملل متحد در اكتبر 2003 با سه كشور اروپايي (انگليس، فرانسه و آلمان) موافقت كرد كه فعاليتهاي هستهاي اعلامنشده قبلي خود را به اطلاع آنان برساند و به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اجازه دهد كه به موجب پروتكل الحاقي، بازرسيهاي بيشتري از فعاليتها و امكانات هستهاي ايران انجام دهد و ديگر آنكه برنامه غنيسازي خود را موقتا به حال تعليق درآورد. تعريف تعليق واضح نبود، اما به هر حال، ايران در آستانه نيمه سال 2004، توليد قطعات سانتريفيوژ را از سر گرفت و سلسله فعاليتهايي را در تجهيزات تبديل مواد هستهاي در اصفهان آغاز كرد، اما ايران پس از روبهرو شدن با يك تهديد جديد درخصوص ارجاع پرونده هستهاي اين كشور به شوراي امنيت سازمان ملل متحد به توافق جديدي با سه كشور اروپايي (انگليس، آلمان و فرانسه) در نوامبر 2004 دست يافت كه به موجب آن، فعاليتهاي غنيسازي ايران، از جمله فعاليتهاي تبديل و توليد قطعات سانتريفيوژ و نصب و آزمايش و فعاليت سانتريفيوژها در مجتمع هستهاي نطنز، بار ديگر به حالت تعليق كامل درآمد.

مركز فناوري هستهاي اصفهان
به رغم تهديداتي كه عليه نقض تعليق وجود داشت، جمهوري اسلامي در ماه مي 2005 موافقت كرد كه تعليق را در دوران انتخابات رياستجمهوري ايران در ماه ژوئن رعايت كند، به شرط آنكه مذاكرات با سه كشور اروپايي فوق در آگوست 2005؛ يعني پس از استقرار دولت جديد ايران به رياستجمهوري آقاي احمدينژاد از سر گرفته شود. تلاشهاي كنوني هستهاي ايران به طور ويژهاي براي حمايت از يك برنامه نيروي هستهاي مستقل طراحي شدهاند كه شامل توانايي براي غنيسازي اورانيوم جهت تهيه سوخت هستهاي ميشوند، اما اين برنامه تا دستيابي به هدف اعلامشدهاش چندين سال فاصله دارد.
انتهاي جلويي چرخه سوخت، تجهيزات معدنكاري و آسياب سنگهاي معدني به منظور توليد اورانيوم طبيعي در شكل كيك زرد در منطقه ساغند و قچين در دست توليد هستند. ايران در تجهيزات تبديل اورانيوم (UCF) واقع در مركز فناوري هستهاي اصفهان، آزمايش توانايي براي تبديل كيك زرد به هگزافلورايد اورانيوم را آغاز كرده كه به عنوان مواد تغذيهاي و اوليه براي تجهيزات غنيسازي سانتريفيوژ آزمايشگاهي و در مقياس صنعتي ـ كه در مركز غنيسازي نطنز در دست ساخت است ـ مورد استفاده قرار ميگيرد.
بنابراين، چنانچه تعليق كنوني برداشته شود، آزمايشگاهي غنيسازي راهنما در نطنز ميتواند طي دو يا سه سال تكميل شود، اما يك كارخانه و مجتمع غنيسازي بزرگتر در مقياس صنعتي احتمالا، حدود ده سال تا فعاليت كامل فاصله دارد. تجهيزات نطنز پس از تكميل ميتواند اورانيوم غنيشده سطح پايين براي سوخت رآكتورهاي نيروگاهي آب سبك يا اورانيوم غنيشده سطح بالا جهت توليد سلاحهاي هستهاي توليد كند. ايران به منظور حمايت از برنامه نيروي هستهاي خود طرحهايي را براي ساخت يك كارخانه تهيه و توليد سوخت در اصفهان جهت تبديل دانههاي سوختي «UF6» به «UF2» آغاز فعاليت كرده، اما اين كارخانه براي تكميل به سالهاي زيادي نياز دارد.
ايران در زمينه فناوري رآكتور، داراي چند رآكتور تحقيقي كوچك واقع در مراكز تحقيق هستهاي تهران و اصفهان است كه براي توليد مقادير قابل توجهي از پلوتونيوم بسيار كوچك هستند.
به اين ترتيب، جمهوري اسلامي، ساخت رآكتور تحقيقي آب سنگين 40 مگاواتي در شهر اراك (IR-40) را آغاز كرده است. اين رآكتور كه قرار است در سال 2014 تكميل شود، ميتواند پلوتونيوم كافي براي كاربردهاي نظامي توليد كند؛ البته چنانچه ايران توانايي خود براي عملآوري مجدد را توسعه دهد. سوخت اورانيوم طبيعي براي رآكتور تحقيقي آب سنگين 40 مگاواتي (IR-40) قرار است در كارخانه طراحي شده براي توليد سوخت در اصفهان ساخته شود، همچنين ايران در سال 2004، يك سلسله فعاليتهايي را در نيروگاه هستهاي آب سنگين شهر اراك آغاز كرده كه آب سنگين براي رآكتور تحقيقي آب سنگين 40 مگاواتي (IR-40) عرضه خواهد كرد.

محل اصليترين پايگاههاي هستهاي ايران
نخستين نيروگاه هستهاي ايران در بوشهر، قرار است در نيمه سال 2006 فعاليتش را آغاز كند، البته با اين فرض كه روسيه، محموله اوليه سوخت تازه را به ايران ارائه كند كه در اين صورت، سوخت مصرفشده به روسيه بازگردانده خواهد شد. ايران اينك برخلاف دوران شاه اعلام كرده كه هيچ طرحي براي عملآوري مجدد سوخت مصرفشده ندارد. اورانيوم طبيعي در شكل كيك زرد (0308) به عنوان مواد خام براي برنامههاي نيروي هستهاي به شمار ميرود.
اورانيوم در تعدادي از مواد معدني مختلف كه همراه با عناصر ديگر هستند و نيز در انواعي از اكسيد، سيليكات و فسفات يافت ميشود. مواد معدني حاوي اورانيوم، نوعا با استفاده از فنون معدنكاري زيرزميني و روزميني استخراج ميشوند و سپس اورانيومها طي روندي مكانيكي و شيميايي موسوم به «آسياب كردن» و «كوبيدن» از ديگر عناصر جدا ميشوند. اورانيومهاي تفكيكشده، آنگاه در تجهيزات آسياب و كوبيدن، خرد و كوبيده و به نوعي از پودر عالي تبديل ميشوند و سپس اورانيومهاي خالص، طي يك سري عملآوري شيميايي طراحي شده براي تفكيكسازي، استحصال و پس از آن براي توليد غلظتهاي اورانيوم جامد موسوم به كيك زرد، خشك ميشوند.
كيك زرد در اين مرحله، نوعا هنوز داراي ناخالصيهايي است كه بايد در روند تبديلسازي برطرف شود. براي مثال؛ بزرگترين ذخاير اورانيوم شناختهشده در ايران نيز داراي عناصري از «موليبدنوم» است كه اگر برطرف نشوند، موجب آلودگي در هگزافلورايد اورانيوم ميشود. سازمان انرژي هستهاي ايران در سال 1974 كه ايران يك برنامه نيروي هستهاي بلندپروازانه را آغاز كرد، انجام يك بررسي ملي براي كشف ذخاير اورانيوم را شروع كرد. ايران اينك ادعا ميكند كه ذخاير ملي تثبيتشدهاي بالغ بر حدود سه هزار تن اورانيوم دارد و ذخاير اورانيوم بالقوه نيز بين 20 تا 30 هزار تن است. به هر حال تواناييهاي واقعي ايران براي استخراج مواد اورانيومي و توليد كيك زرد در كوتاه مدت، محدود به عمليات معدنكاري و آسياب كردن ميشود كه در منطقه «ساغند» يزد و «قچين» بندرعباس در دست ساخت هستند. دوم آنكه ذخاير ساغند كه در سال 1985 كشف شدهاند، در صحراي مركزي ايران و نزديك به شهر ساغند در استان يزد است. بزرگترين ذخيره مواد اورانيومي در صخرههاي سخت كه 200 تا 300 متر زير زمين قرار دارد، شناسايي شده است.
بنا بر تازهترين برآوردهاي سازمان انرژي هستهاي ايران، ذخاير ساغند حاوي حدود 55/1 ميليون تن از مواد داراي اورانيوم سطح پايين هستند كه 05/0 درصد آن اورانيوم است. به اين ترتيب، يك تن از مواد اورانيومي ميتواند به طور متوسط، حدود نيم كيلوگرم اورانيوم داشته باشد و مجموعا ذخيره برآورده شده، بالغ بر حدود 775 تن اورانيوم ميشود.
سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) در گزارشي كه مشتركا با آژانس بينالمللي انرژي اتمي تهيه كرده، برآورد پايينتري اعلام نموده و گفته است، 491 تن ذخيره اورانيوم به طور معقول در ساغند وجود دارد و منابع ديگر نيز حدود 876 تن ذخاير اورانيوم دارند. با توجه به عمق ذخاير سنگ معدن و محتواي كم اورانيوم در آنها، هزينه كيك زرد توليدشده از معدن ساغند احتمالا چند برابر بيشتر از قيمتهاي كنوني در بازار جهاني است. با اين حال ايران در معدن ساغند سرمايهگذاري كرده تا يك منبع مستقل اورانيوم براي نيازهاي هستهاي خود توسعه دهد، هرچند توسعه اين طرح، رشد بسيار كندي دارد.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي، در اصل وقتي به منظور بررسي گزارشهايي كه حاكي از تلاش ايران براي ساخت يك كارخانه آسياب مواد در ساغند بود، از فعاليتها در ساغند بازديد ميكرد، چند دكل حفاري اكتشافي در آنجا يافت. به هر حال، هماينك اين معدن با كمك يك شركت معدنكاري چيني، در آستانه تكميل شدن است.
بنا بر اطلاع كارشناسان و متخصصان آژانس بينالمللي انرژي هستهاي كه دوباره در اكتبر 2004 از معدن مزبور بازديد كردند، زيرساختار و مراحل فرو كردن ميلهها تكميل و عمليات تونلزني به طرف بدنههاي اصلي سنگهاي معدني آغاز شده است. سازمان انرژي هستهاي ايران، پيشبيني ميكند كه توليد سنگهاي معدني در اواخر سال 2006 آغاز شود و 100 تا 120 هزار تن سنگ معدن اورانيوم در سال توليد كند، كه مرتبط با برنامه هستهاي ايران هستند.
بنا بر طراحي موجود، بايد حدود 50 تا 60 تن اورانيوم طبيعي كه معادل 59 تا 70 تن كيك زرد هستند و سنگهاي معدني حاوي اورانيوم پس از استخراج از معادن، با پيمودن مسافت حدود 130 كيلومتر، به كارخانه آسيابي كه در «اردكان» در دست ساخت است، منتقل شوند. همانگونه كه در سال 1989 اعلام شده، اين طرحها در معرض چند تأخير فني قرار گرفتهاند و علت آنها، تلاشهاي ديپلماتيك آمريكا براي ايجاد مانع عليه عرضه كمك خارجي به ايران بوده است، زيرا گمان ميرفت كه مقاديري از مواد هستهاي دريافتشده از خارج، در زمره ميزان كل اورانيوم در اين كارخانه محسوب شوند كه از طريق اضافه كردن وزن اورانيوم و وزن ديگر عناصر در كارخانه حاصل ميشود. براي مثال؛ آمريكا در سال 1991 با فشار از آرژانتين خواست تا يك قرارداد با ايران براي ساخت يك كارخانه آسياب راهنما در اردكان را لغو كند. به هر حال، ايران در خلال نيمه دهه 1990 فناوري طراحي و تهيه اسناد را از منابع روسي دريافت كرد تا به ساخت يك كارخانه آسياب كمك كند.
بنا بر اطلاع آژانس بينالمللي انرژي هستهاي كه بازرسان آن در اكتبر 2004 از كارخانه اردكان بازديد كردهاند، ساخت آسياب صنعتي هنوز در مرحله اوليه قرار دارد، هرچند ايران ميگويد كه در نظر دارد اين كارخانه را پيش از اواخر سال 2006 و همزمان با آغاز عمليات در معدن ساغند تكميل كند؛ آسياب اردكان در رابطه با استخراج سالانه سنگ معدن از معدن ساغند طراحي شده است.
هماينك ايران علاوه بر ساغند، در حال توسعه يك معدن اورانيوم باز و يك كارخانه آسياب در قچين، نزديك بندرعباس واقع در جنوب ايران است. اين معدن شامل سطوح متعددي از سنگهاي معدني اورانيوم سطح پايين در ذخاير نزديك به سطح زمين است كه در مقايسه با معادن عميق و ذخاير موجود در صخرههاي سخت، راحتتر استخراج ميشود. برآوردها درخصوص مجموع ذخاير اورانيوم در قچين به طور عمومي شناخته شده نيستند، اما بنا بر گفته مقامات ايراني، معدن و آسياب قچين براي توليد حدود 21 تن اورانيوم در سال، معادل 24 تن كيك زرد طراحي شدهاند. بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي در جولاي 2004 از اين محل ديدن كردند و اظهار داشتند كه عمليات معدنكاري آغاز شده بوده و آسياب، فعاليتهاي آزمايشي با اورانيوم را آغاز كرده و حدود 40 تا 50 كيلوگرم كيك زرد توليد ميكند.
آژانس بينالمللي انرژي اتمي از جولاي 2005 از ايران خواسته اطلاعات مربوط به قرارداد اصلي بين سازمان انرژي هستهاي ايران و شركت مهندسي كه آسياب قچين را ساخته ارائه كند. بنا بر اطلاع آژانس بينالمللي انرژي اتمي، علايمي از معدنكاري يا فعاليتهاي آسيابي اعلام نشده در قچين وجود ندارد، اما آژانس بينالمللي انرژي اتمي، در حال بررسي اين مطلب است كه چرا فعاليت طرح اميدبخش قچين از سال 1994 تا سال 2000 از سوي سازمان انرژي ايران به حالت تعليق درآمده تا بر ذخاير سنگهاي معدني ساغند كه اميد كمتري به آنها هست، تمركز كند.
چنانچه مشكلات فني عمدهاي وجود نداشته باشد، فعاليتهاي ايران درخصوص معدنكاري و آسياب كردن در ساغند و قچين بايد براي توليد حدود 70 تا 80 تن اورانيوم در سال، كه معادل حدود 83 تا 94 تن كيك زرد است، كافي باشد؛ البته در صورتي كه كارخانهها فعاليت كامل داشته باشند، اين فعاليتها براي تأمين نيازهاي هستهاي غيرنظامي كوتاهمدت ايران كافي نيستند، بلكه بيش از دو برابر كيك زرد موجود، يعني حدود 235 تن نياز است تا تنها به عنوان مواد خام براي تهيه سوخت سالانه رآكتور نيروگاه هستهاي بوشهر مورد استفاده قرار گيرد. به هر حال، ايران علاوه بر توليد كيك زرد داخلي، يك ذخيره بزرگ از اورانيوم طبيعي وارداتي تهيه كرده كه عمده آن 531 تن كيك زرد خريداري شده از آفريقاي جنوبي در سال 1982 است كه در سال 1990 به آژانس بينالمللي انرژي اتمي گزارش شده است. به هر حال، حتي با در نظر گرفتن اين مقدار از كيك زرد وارداتي، توان ايران براي عرضه سوخت به نيروگاه هستهاي بوشهر طي چند سال آينده، نارسا و ناكافي خواهد بود، مگر آنكه بتواند كيك زرد اضافي از منابع خارجي، تهيه و وارد كند يا توان معدنكاري و آسياب كردن داخلي خودش را توسعه دهد.