اتحاد ملي و انسجام اسلامي انسجام اسلامي در منابع ديني

 دهقانی:
از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي همواره يكي از مسائلي كه از سوي مسئولان جمهوري اسلامي ايران مطرح شده وحدت مسلمانان و انسجام آنان بوده است. تقريب بين مذاهب اسلامي نيز به عنوان يك اقدام فقهي و حقوقي در اين راستا مطرح شده است. اما هدف از طرح وحدت ميان مسلمانان چيست؟ آيا اين موضوع در تاريخ قديم و جديد مسلمانان سابقه داشته است؟ ماهيت وحدت چيست و شامل چه موضوعاتي مي شود؟ مخاطبان وحدت چه كساني هستند و مخالفان و دشمنان وحدت چه كساني هستند؟ طرح جمهوري اسلامي ايران به عنوان طراح وحدت مسلمانان براي دستيابي به اين هدف كدام است؟ و مباني مشروعيت وحدت و انسجام در آيات و روايات و سيره و سنت نبوي و علوي و ديدگاه هاي حضرت امام رضوان الله تعالي عليه و مقام معظم رهبري درعصر حاضر چيست؟ آيا طرح وحدت يك طرح تاكتيكي است و يا استراتژي جمهوري اسلامي ايران است؟
براي پاسخ به اين سؤال ها بايد گفت مباني وحدت بين مسلمانان و حتي گفتگو بر سر مشتركات و دستيابي به چارچوبي براي تعامل حتي با غير مسلمانان يك سفارش و دستور مؤكد الهي است. در اينكه ماهيت وحدت و انسجام اسلامي چيست كمي ترديد وجود دارد؟
آيا از وحدت و انسجام اسلامي معناي تام و تمام آن مورد نظر است و در صورتي كه معناي كامل آن حاصل نشود، پيگيري آن امري غيرضروري است؟
اين سؤال از آن جهت مطرح است كه برخي صاحب نظران مسلمان تحقق وحدت اسلامي را غير ممكن يا دور از دسترس مي دانند و در اين راستا به وجود اختلاف در تمامي دوره هاي حيات اسلامي و بلكه حيات بشر استناد مي كنند. بايد گفت اگرچه دستيابي به وحدت تام و تمام به معناي فلسفي آن غير ممكن و دور از دسترس است ولي اولاً حركت به سمت آن و گام نهادن در مسير آن در حد مقدورات ضروري است. ثانياً وحدت و انسجام تام و تمام به معني يكنواختي و رفع هرگونه تفاوت در آرا و انديشه ها نيست، شايد بتوان گفت وحدت و انسجام به معني عدم خصومت، دشمني، تكفير، قتل و خونريزي و در مقابل ايجاد همدلي، وفاق و تأكيد بر مشتركات و محبت و دوستي بين مسلمانان و مبارزه مشترك با دشمنان است. خداوند متعال مي فرمايد: محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم.(فتح27) گذشته از آن در صورتي كه وحدت و انسجام و دوري از تفرقه و تشتت و نزاع و درگيري امري غيرقابل دستيابي و غير ممكن بود مورد امر و دستور الهي قرار نمي گرفت و پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين (ع) آنرا سفارش نمي كردند. به نظر مي رسد در خصوص ايجاد اختلاف و تفرقه با يك ماهيت سياسي، امنيتي، تاريخي و فقهي مواجه هستيم كه براي هر يك از زواياي فوق بايد راهكارهاي متناسب با آن را جستجو كنيم.
الف- وحدت و انسجام اسلامي در تمامي منابع اسلامي به ويژه در قرآن و سيره نبوي و علوي همواره مورد تأكيد قرار گرفته است. آنچه در زير مي آيد اشاره اي گذرا به برخي از اين موارد است:
.1 واطيعوا الله و رسوله و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم (انفال .46)
.2 ولاتكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعدما جائهم البينات و اولئك لهم عذاب اليم (آل عمران.105)
.3 هوالذي ايدك بنصره و بالمؤمنين و الف بين قلوبهم لو انفقت مافي الارض جميعاً ما الفت بين قلوبهم و لكن الله الف بينهم انه عزيز حكيم(انفال 63)(هم او بود كه تو را با ياري خود و مؤمنان نيرومند گردانيد و ميان دل هايشان الفت انداخت كه اگر آنچه در روي زمين است همه را خرج مي كردي نمي توانستي ميان دل هايشان الفت برقرار كني ولي خدا بود كه ميان آنان الفت انداخت چرا كه او توانايي حكيم است)
.4 واعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا واذكروا نعمت الله عليكم اذكنتم اعداء فألف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم علي شفا حفره من النار فانقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون
(آل عمران103.)
5- شرع لكم من الدين ما وصي به نوحا والذي اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي ان اقيموا الدين ولا تتفرقوا فيه. (شوري13.) (آييني را كه خداوند براي شما «مسلمانان» مقرر فرمود، همان است كه به نوح سفارش كرد و همان كه به تو «اي پيامبر» وحي شد و آنچه به ابراهيم، موسي و عيسي وصيت نمود كه دين خدا را «همه با هم» برپا داريد و در آن اختلاف و پراكندگي نداشته باشيد.)
پيامبر اكرم(ص) نيز مي فرمايند: من فارق جماعه المسلمين فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه، قيل: يا رسول الله، و ما جماعه المسلمين؟ قال: جماعه اهل الحق و ان قلوا. (هركس از اجتماع مسلمانان دوري كند، ريسمان اسلام را از گردن خود باز كرده است. گفته شد: مراد از جماعت مسلمانان چيست؟ فرمودند: حق گرايان اگرچه در اقليت باشند).
امام علي عليه السلام در وصيت خود به امام حسن عليه السلام مي فرمايد: اوصيك يا حسن و جميع ولدي و اهلي و من يبلغه كتابي بتقوي الله ربكم و لاتموتن و انتم مسلمون و اعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا.
امام خميني(ره) در عصر حاضر مي فرمايد: اسلام دستور داده و فرموده است واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا همه با هم تمام اقشار با هم، اعتصام به حبل الله، با توجه به خداي بزرگ همه بايد پيش برويم، تخلف از اين دستور الهي جرم است، گناه است. دستور اسلام است كه همه بايد معتصم به حبل الله باشيم.
ايشان همچنين مي فرمايد: ملت ها و دولت ها اگر بخواهند به پيروزي و هدف هاي اسلامي به تمام ابعادش كه سعادت بشر است برسند، بايد اعتصام به حبل الله كنند: از اختلافات و تفرقه بپرهيزند و فرمان حق تعالي را اطاعت كنند.
ايشان همچنين در اين باب مي فرمايند: اين يك بركت بزرگي است كه ما را و همه برادران اهل تسنن و تشيع را يكجا جمع كرده و همه مان براي اسلام مي خواهيم كوشش كنيم.
علامه دكتر عبدالمتعال صعيدي استاد دانشگاه الازهر مي گويد: علي ابن ابيطالب عليه السلام اولين بنيانگذار تقريب بين مذاهب است با اينكه مي دانست از ديگران به خلافت سزاوارتر است ولي با ابوبكر و عمر و عثمان به مدارا رفتار كرد و از هيچ گونه كمك نسبت به آنان دريغ نفرمود.
ب- با توجه به مباني فوق الذكر به نظر مي رسد نه تنها طرح وحدت و انسجام اسلامي يك طرح استراتژيك و يكي از اصول مهم مورد توجه قرآن و سيره و سنت پيامبر(ص) و ائمه اطهار است بلكه بنا به فرموده حضرت امام خميني كه هميشه مي فرمود اسلام در دو كلمه خلاصه مي شود: كلمه توحيد و توحيد كلمه، مي توان معتقد بود كه اصل وحدت و انسجام اسلامي در كنار اصل توحيد از مهمترين مباني نظري و عملي جمهوري اسلامي ايران است.
ج- تئوري وحدت و انسجام اسلامي در درجه اول همه مسلمانان از فرق و مذاهب مختلف را مخاطب قرار داده است و در درجه دوم دولت هاي اسلامي كه مقاليد امور مسلمانان را در دست دارند، همچنين رهبران فكري و مذهبي، انديشمندان كشورهاي اسلامي و شخصيت هاي حقيقي و حقوقي جهان اسلام به ويژه رسانه هاي جمعي كه در بين مردم از نفوذ كلمه بهره مند هستند را شامل مي شود، ولي لازم است در عمل براي هريك از اين مخاطبان ابزار متفاوتي جهت دستيابي به وحدت و انسجام اسلامي فراهم كرد. برنامه ريزي در اين خصوص يكي از اولي ترين و ضروري ترين برنامه هاست.

 

اي قوم به حج رفته، كجاييد كجاييد؟

اي قوم به حج رفته، كجاييد كجاييد؟

معشوق همين جاست، بياييد بياييد

معشوق تو همسايه و ديوار به ديوار

در باديه سرگشته شما در چه هواييد؟

گر صورت بي‌صورت معشوق ببينيد

هم خواجه و هم خانه و هم كعبه شماييد

ده بار از آن راه بدان خانه برفتيد

يك بار از اين خانه بر اين بام برآييد

آن خانه لطيف است، نشانهاش بگفتيد

از خواجه‌ي آن خانه نشاني بنماييد

يك دسته‌ي گل كو، اگر آن باغ بديديت؟

يك گوهر جان كو اگر از بحر خداييد؟

با اين همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس كه بر گنج شما پرده شماييد