قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا
بگو که اگر دعای شما نبود خدا به شما چه توجه و اعتنایی داشت؟ که شما کافران (آیات حق را) تکذیب کردید و به کیفر همیشگی آن گرفتار خواهید شد.
سوره فرقان آيه ۷۷
بررسي كرده و نتیجه گرفته که این حکم قرانی و الهی نیست :بلکه این
حکمی است که مخالفان پیامبران آنرا بکار می برده اند.در صورتی که در
این مورد دوستان (بخصوص علما) اعلام نظر نمایند ممنون میشوم:
باسمه تعالي
خانم عصمت رمضاني مشکاني
عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرري ، گروه فقه و مباني حقوق اسلامي
چکيده: بررسی علل و عوامل موثر بر مهاجرت علمای جبل عامل به ايران از موضوعات بحث برانگيز در تاريخ فقه شيعه و روند تحولات حوزههای علميه و در نتيجه انديشه دينی در جامعه ايران میباشد.اين تحقيق در پی پاسخ به اين پرسش است که چه عواملی بر روند مهاجرت علمای جبل عامل موثر بود، تنوع فکری مهاجرين را بررسی نموده، تاثير الگوهای فکری- رفتاری آنها را برجامعه شيعی ايران بررسی می کند.
مقدمه
دوران صفويه شاهد مهاجرت علمای جبل عامل به ايران بود. عوامل متعددی از جمله عوامل داخلی و خارجی در وقوع اين پديده دخيل بود.با توجه به شرايط فکری علمای مهاجر به ايران، اين سوال پيش روی قرار ميگيرد که آيا علمای مهاجر در يک گروه فکری قرار داشتند و يا مهاجرين به ايران در يک طيف گسترده فکری قرار میگرفتند. روند مهاجرت علماي جبل عامل به ايران در عهد صفوي از چند زاويه تأمل برانگيز است.
- پيش زمينههاي مهاجرت ايشان عوامل داخلي بوده است يا خارجي؟
ـ جامعه علماي شيعه داخل كشور در عهد صفوي چه برخوردي با علماي مهاجرداشتند؟
ـ آيا علماي مهاجر ازجبل عامل در يك طيف فكري بودند يا ديدگاههاي متفاوت داشتند؟
ـ علماي مهاجر در روند فكري حوزههاي علمي شيعه داخل ايران چه تأثيري داشتند؟
ـ الگوهاي فكري- رفتاري علماي مهاجر تا چه اندازه بر جامعه شيعي ايران موثر بود؟
ـ علماي مهاجرازجبل عامل درسياست مذهب و اقتصاد عهد صفوي چه دگرگونيهايي را ايجاد كردند؟
قبل از پرداختن به بيان مطالب مذكور لازم است كه مختصراَ موقعيت جغرافيايي جبل عامل در زمينه تاريخي شيعيان آن ناحيه و همچنين حوزههاي علميه در سدههاي مختلف كه در مهاجرت علماي جبل عامل تأثير بسزايي داشتند مورد بحث وبررسي قرار گيرد.
موقعيت جغرافيايي منطقه جبل عامل يا جنوب لبنان
منطقه جبل عامل به عنوان بخش جنوبي سرزمين لبنان از ناحيه جنوب در همسايگي سوريه و از ناحيه غرب در كنار درياي مديترانه قرار دارد. در ابتدا اين منطقه را جبل عامله ميگفتند كه بعداَ بر اثر كثرت استعمال به جبل عامل شهرت يافت. هر يک از طوايف لبنانی تا حدودی در منطقه خاصی از اين کشور سکونت گزيدهاند به طوری که در حال حاضر شيعيان به طور عمده در منطقه جبل عامل که ناحيه کوهستانی درجنوب لبنان است و شهرهای صيدا،نبطيه،مرجعيون،بنت جبيل و روستاهای حومه را شامل می شود و نيز شهربعلبک وهرمل واقع در دره بقاع و اطراف بيروت موسوم به فلاحيه سکونت دارند.1
زمينه تاريخي شيعيان لبنان
از قرن نهم ميلادي/سوم هجري به بعد جوامع شيعه بين رود علوي در شمال و ناحيه جبليه كه منطقهاي است معروف به جبل عامل در جنوب سكونت داشتند. شيعيان ديگري نيز دربخش شمالي دره بقاع و همچنين در طرابلس و كسروان واقع در لبنان شمالي سكونت اختيار كردند اهالي كسروان صددرصد شيعه بوده اند. شهر طرابلس يكي از پايگاههاي مهم شيعه و حكومتهاي اسلامي خصوصاَ در عصر فاطميان و عماريان كه دولت اخير از دول شيعه اماميه در شام است به شمار آمده است.2
در مورد سلسله مقتدر عماريان لازم است اشاره شودکه اصل و نسب ايشان از قبيله كتامه در مغرب است،آنها در زمان رونق مذهب اماميه در مغرب به تشيع روي آوردند و از فرماندهان نظامي دولت فاطمي در مصر و شام شدند. بنو عمار در تهاجم صليبيها به شهر طرابلس سالهاي زيادي مقاومت كردند و بالاخره در اوايل قرن ششم هجري اين شهر سقوط كرد.
از تاريخ شيعه لبنان يا به عبارت بهتر شيعه جبل عامل استمرار يك سنت نيرومند علمي در همين نواحي دور افتاده و فقير روستايي بدون حمايت حكام يا شهرهاي بزرگ مشاهده ميشود.
دليل اين مطلب را در چند چيز ميتوان ديد. قوت اعتقاد در ايماني كه همواره شيعيان علي تا حدودي بواسطه سلاله او و نيز وجود شهرهاي مقدس شيعي عراق بدان ممتاز بوده اند دورادور اين پديده موثر است علاوه بر اين دور افتادگي نسبي جبل عامل از مراكز قدرت، سطح معيشت نازل و بالاخره فقر منابع اقتصادي آن كه همگي سبب ميشدند حكام شهرهاي بزرگ تا زمانيكه مردم اين ناحيه منشأ تهديد سياسي نبودند خود را براي تصرف ياكنترل مستقيم آن به دردسرنيندازد.3
دور افتادگي جغرافيايي اين ناحيه و حمايتهاي خانوادههاي برجسته شيعي آن نه تنها سبب تداوم و استمرار يك سنت شيعي در اين ناحيه گرديد كه هنوز هم پابرجاست بلكه باعث جلب و جذب شيعيان اماميه از ساير بخشهاي سوريه به اين ناحيه نيز شد.
دليل ديگر تداوم علوم و تعليمات شيعي در جبل عامل را شايد بتوان در فقدان فاصله ميان سنتهاي علمي سني و شيعه پيدا كرد بدين معنا كه امكان استفاده و علم آموزي علماي سني و شيعه از همديگر فراهم بوده است.4
حوزههاي علميه شيعه در آستانه سده دهم هجري قمري
از سده سوم تا قرن ششم قمري ابتدا ري و قم و سپس بغداد و نجف اشرف جايگاه حوزههاي علميه، مركز نشر و اشاعه معارف شيعي بودند. اما پس از آنكه تركان سلجوقي بر ايران و عراق تسلط يافتند با تعصب خشك و خشونت، مدعي دفاع از مذهب اهل سنت و خلافت عباسيان گرديدند.
گروهي از شيعيان براي رهايي از فشار و تعدي سلاجقه متعصب و بي فرهنگ، به سرزمينهاي باتلاقي بين النهرين حركت كردند تا در پناه نيزارهاي آن منطقه سكني گزيدند. اين گروه تحت زعامت افرادي از قبيله بني مزيد شهر(حله) را بر ساحل فرات ميان بغداد و كوفه بنا نهاده و حيات سياسي اجتماعي ديني خود را پي گرفتند. در سايه آرامش و امنيتي كه در حله حاصل شد ابن ادريس حلي فقيه و محقق بزرگ شيعي مذهب حوزه علميه آنجا را بنا نهاده و اداره آن را به دست خود گرفت و پس از او شخصيتهاي برجستهاي همچون محقق حلي زعامت و رهبري حوزه علميه را بر عهده گرفتند.
حوزه علميه مركزيت يافت وطلاب براي تحصيل معارف ديني در سطح عالي از سراسر جهان اسلام راهي آنجا شدند. شكوفايي رونق و دوران طلايي حوزه علميه حله تا اوايل سده دهم هجري بطول انجاميد و اكثريت فقهاي نامور شيعه در اين فاصله زماني دانش آموخته و تعليم يافته اين حوزه ميباشند البته حوزه علميه نجف اشرف در اين مدت به كلي تعطيل نشد اما فروغ آن بسيار كم بود. در لبنان خصوصاَ منطقه كوهستاني جبل عامل نيز مدارس و حوزههاي علمي كوچك و بزرگي وجود داشت كه در زمان شهيد اول رونق و بالندگي بيشتري يافته بود و در ابتداي قرن دهم هجري حوزه علميه و كرك نوح با زعامت شيخ علي بن هلال جزايري( شاگرد ابن فهد حلي) شكوفايي خاصي پيدا كرد وشاگرداني چون محقق كركي ابن ابي جمهور احسائي و عزالدين عاملي در محضر وي به تحصيل پرداختند.
حوزه علميه نجف نيز در اواخر قرن نهم هجري بواسطه سكونت شيخ شرف الدين حسن بن عبدالكريم فتال در آن شهر بر فعاليت خود افزود. در ايران از سده نهم هجري بويژه نيمه دوم آن سده، علما و فقهاي شيعه حضوري چشمگيرو فعال داشند و در شهرهاي شيعه نشين مانند كاشان و مشهد و قم حوزهها و مدارس علمي شيعه احياء و يا داير گرديد. رضي الدين عبدالملك فتحاني از خاندان فتحاني قم و شاگرد شيخ جمال الدين مقداد حلي و احمد بن فهد حلي با مهاجرت به كاشان و تأسيس حوزه علميه آن شهر گام بزرگي را در نشر و اشاعه معارف شيعي در ايران برداشت و پس از حوزه علميه كاشان ملجأ بسياري از علما و فقهاي شيعه قرار گرفت. اما صحيحتر آن است كه حوزه علميه آنچنانی در قم و مشهد و كاشان وجود نداشته است.
در خراسان نيز تعدادي از علماي شيعه مذهب به تدريس وحل و فصل امور شرعي مشغول بودند. مؤلف روضة الصفا از سيد غياث الدين افضل نام ميبرد كه به مزيد علم و فقاهت از سادات مشهد مقدس ممتاز و مستثني بود.
سيد محسن بن محمد رضوي قمي، ديگر عالم شيعي مذهب مشهد است كه همكاري و حمايت او از استادش ابن ابي جمهور احسائي قدم مؤثري در تقويت و نشر مباني فكري و اعتقادي مكتب تشيع درايران برداشت. برخي از نقباي سادات خراسان نيز در زمره معلمان ومدرسان بودند. در شيراز فقيه و واعظ شيعي مذهب ميرزا حبيب اله شريفي، باني مدرسه حبيبيه، سالها به نشر علوم و مواعظ اقدام ميكرد و در سال 907 هجري قمري در مسجد جامع شيراز بعد از اداي خطبه، نام ائمه اثني عشر را بگفت و از دنيا رفت.
حوزههاي علميه و روحانيت شيعه در سده دهم هجري
رسميت مذهب تشيع اثني عشري و اتحاد سياسی ايران بر مبناي يكپارچگي مذهب شيعه اماميه اقتضاء ميكرد تا جنبشي نيز در حوزه فرهنگ تشييع صورت گيرد و حركت تأليف و ترجمه را تسريع وتقويت بخشد. تا زير بناي اعتقادي و فكري و فقهي تشيع را در چارچوب مكتبي با پشتوانه كلامي و فقهي قوي در ايران عرضه كند و آموزههاي عقيدتي مذهب جديد براي تثبيت و استحكام نومذهبان، تبيين و تقسيم گردد و قواعد و قوانين فقهي جهت راهنماي عمل به احكام شرعي ارائه شود.
از آنجا كه بيشتر متون و منابع مذهبي شيعه به زبان عربي بود و نمايندگان فرهنگ شيعي قبل از صفويه عمدتاً عرب بودند و يا آثار خود را به زبان عربي به نگارش در ميآوردند در آغاز تشكيل حكومت صفوي ترجمه و شرح كتب ديني در اولويت اساسي قرار داشت. بنابراين ترجمه و شرح و تفسير متون در آثار مزبور عرصه آزموني براي علماي شيعي مذهب بود تا خلاقيت و استعداد خود را در تبيين معرفت ديني از نوع شيعي آن در ايران بروز دهند.
گرايش فكري و علمي حوزههاي تعليمي ايران در آستانه خيزش نهضت صفوي به طور غالب حكمت(فلسفه) و عرفان بود و هر چند كورسويي از تفقه نيز از جانب برخي حكماي فقيه و عارف مشرب صورت ميگرفت اما چون ضرورت علمي آن احساس نميشد نمود چنداني نداشت اما اقوي آن است كه گرايش به تصوف و عرفان و فلسفه در كل جهان اسلام بوده است نه فقط در شيعه.
از ابتداي تأسيس حكومت صفوي عدهاي از علماي ايراني با وقوف به ضرورتهاي مذكور به تكاپو افتادند تا مباني و معارف مكتب تشيع يعني متون ديني تاريخ زندگاني و سيره و سنت حضرت رسول(صلياللهعليهوآلهوسلم) و ائمه اطهار(عليه السلام)و استنباطهاي فقهي و كلامي و تفسيري علما و متفكران شيعه را براي هموطنان شيعه مذهب خود تشريح و تفهيم سازند. اين گروه معدود از علماي ايراني كه در آغاز قرن دهم هجري به علوم شرعي مثل حديث و فقه و تفسير روي آوردندو بعضاً ادعاي فقاهت هم ميكردند اغلب حكماي تعليم يافته مكتب فلسفي ايران بودند كه تفقه اين عده بصورت منفرد و پراكنده و بدون آنكه فعاليت آنان شكل منسجم و منظمي داشته باشد بنا به ذوق و علاقه خود كوشيدند تا در مجموعه معارف شيعي غور نمايند و يافتههاي خود را در قالب تأليف و ترجمه ارائه دهند.
برجسته ترين نمايندگان اين گروه عبارتند از:
حسين بن شرف الدين عبدالحق معروف به الهي اردبيلي
جمال الدين بن عطاء ا.... دشتكي شيرازي،
ميرشاه طاهربن رضي حسيني كاشاني معروف به شاه طاهر.
حوزه علميه جبل عامل و مهاجرت فقهاي آن به ايران
بعد ازحوزه علميه عراق،حوزه علميه جبل عامل که منطقه کوهستانی وشيعه نشين درلبنان است، اهميت خاص خود را دارد.حوزه علمی دينی جبل عامل بر خلاف حوزههای علمی عراق و ايران که از حمايتهای سياسی حکومتها و پشتوانه مادی شيعيان متمکن برخوردار بودند نه حامی سياسی داشت ونه قدرت مالی و بر عکس طلاب و مدرسين آنجا در فشار حکومتهای سنی مذهب و در فقر و تنگدستی روزگار میگذراندند.
وجود دو فقيه شهيد ميان علمای شيعه که هر دو از اين مرز و بومند، دليل روشنی بر تحت فشار بودن شيعيان جبل عامل است. با وجود چنين فشارها و فقر و تنگدستی عالمان صاحب نامی که در فقه پرآوازه بوده و نظراتشان مرجع مسائل فقهی است، در جهان تشيع از اين منطقه سخت درخشيدهاند وکتابهای پر ارجی به خصوص در فقه به مجموعه کتب شيعه افزودهاند.
حوزه علميه جبل عامل حوزه ای خود جوش ومتکی بر ايمان و باور فرد فرد افراد و از لحاظ مالی اگر بتوان برای آن اصلا وضع مالی تصور کرد متکی به خود عالمان و اداره کنندگان آن بوده است.
شايد علت آنکه پس ازتشکيل حکومت صفويه، بيشتر علمای جبل عامل به ايران مهاجرت کرده و عالمان عراق بدين امر تن در ندادند وجود همين تنگدستی وفشار حکومت عثمانی در منطقه باشد.5
تاريخ نشان نمیدهد که از ديگر سرزمينهای شيعه نشين افرادی به طور منظم برای کسب علوم دينی به جبل عامل مهاجرت کرده باشند. چه اگرچنين مهاجرتی میبود وضع سياسی و اقتصادی آن منطقه تغيير میكرد. اما متقابلا علما و فقهای بسياری را می بينيم که از آن منطقه به عراق وايران و حتی حجاز وترکيه مهاجرت کرده و بکار تعليم و تربيت پرداخته اند و بدون شک عامل اين مهاجرتها به طور عمده وضع نابسامان اقتصادی بوده گر چه در اين بحث حوزه علميه جبل عامل بعنوان يکی از حوزههای علمی شيعه مطرح شد ولی در جای ديگر کمتر مشاهده می شود که اين حوزه را در رديف حوزههای علمی دينی شيعه بحساب بياورند اگرچه از علمای آن هميشه بعنوان علمای طراز اول شيعه وصاحب نظر ياد شده است.
تأثير مهاجرت علمای جبل عامل در عرصه فرهنگ و سياست جامعه ايرانی
همانطور كه تحولات سياسي و مذهبي ايران در آغاز سده دهم هجري باعث شد تا عدهاي از علماي ايراني جلاي وطن كنند اين تحولات زمينه را براي مهاجرت گروهي از معرفت جويان عرب خصوصاً از منطقه جبل عامل لبنان به ايران فراهم ساخت كه خود منشأ تأثيرات بسزايي در عرصه فرهنگ و سياست جامعه ايراني گرديد.
رسميت يافتن مذهب تشيع در كشور بزرگي همچون ايران و حمايت سياسي دولت نيرومندي از آن بعلاوه تهاجم سنگين تركان عثماني به منطقه شرق درياي مديترانه و تهديد آزادي و اعتقادات ديني سكنه شيعه مذهب منطقه جبل عامل لبنان و به خطر افتادن امنيت جاني رهبران مذهبي و علماي آنها ايران را كانون توجه و مطمع علماي شيعه مذهب قرار داد.
صفويان نيز ورود اين ميهمانان را به فال نيك گرفتند و فرصت را غنيمت شمردند و از وجود آنان در جهت ترويج و تعميم آموزههاي مكتب تشيع بهره جستند. سرآغاز مهاجرت فقهاي عرب به ايران به دوران شاه اسماعيل اول بر ميگردد. ظاهراً شيخ علي بن عبدالعالي معروف به محقق كركي يا محقق ثاني اولين فقيه عرب است كه در دوره صفويه وارد ايران ميشود. شيخ زين الدين ديگر فقيه عرب است كه در زمان شاه اسماعيل اول به ايران ميآيد و بر منصب شيخ الاسلامي و قضاوت هرات مينشيند.
در دوران سلطنت شاه طهماسب صفوي دومين فرمانرواي صفوي، روند مهاجرت علما به ايران فزوني يافت ابتدا محقق كركي براي چندمين مرتبه عازم ايران شد و سپس شاگردانش و ديگر علماي هموطنش راهي ايران گرديدند. اولين و اصلي ترين مأموريتي كه فقهاي مهاجر متقبل شدند بر پايي كلاسهاي درس و تأسيس حوزههاي علمي و تربيت طلاب ايراني بود. حتي شاه اسماعيل اول كه يك دهم توجه و عنايت شاه طهماسب را نسبت به فقهاي مهاجر نداشت همان مرتبه اول كه محقق كركي وارد ايران شد به صراحت تمايل خود را مبني بر استفاده از محقق در امر تدريس و تعليم ابراز داشته و مقدمات اقامت محقق را در كاشان فراهم ميسازد و براي او وظايف و اختيارات زيادي در عراق معين ميسازد. و حتي گفته شده است هر ساله از جانب شاه اسماعيل هفتاد هزار دينار براي نفقه او درتدريس علوم فرستاده ميشد و آنها را بين طلاب تقسيم ميكرد.
در دوران سلطنت شاه طهماسب به خاطر مهاجرت گسترده فقهاي عرب به ايران، كار تدريس و تعليم علوم شرعي خصوصاً فقه رونق بسزايي يافت.
حوزه علميه كاشان توسعه و گسترش پيدا كرد و اندك زماني پس از آن حوزه علميه اصفهان تأسيس شد و روز به روز بر فعاليت خود افزود تا آنجا كه مراكز و حوزههاي علميه شيعه درخارج از ايران را تحت الشعاع خود قرار داد و نيز بر روند فعاليت مراكز علمي داخل ايران تأثير نهاد.
به لحاظ فكري و علمي علماي ايراني در دوران سلطنت شاه طهماسب صفوي را كه تقريباً مقارن با زمان حيات مقدس اردبيلي است، ميتوان به سه گروه تقسيم كرد.
1 – فقها و طلاب علوم شرعي
2 – حكما و متعلمان علوم عقلي
3 – عدهاي از علماء كه طريق ميانه را برگزيدند و به يكسان از خرمن حكمت و فقاهت توشه برداشتند.
محصول علمي و فكري هر يك از گروههاي مذكور و تأثير آنان بر حيات فرهنگي و اجتماعي و سياسي ايران متفاوت و نا همگون است.
مسئله حضور علماء و روحانيون در حكومت صفوي از مسائل بحث انگيز دوره اخير بوده است. از يكسو برخي از نويسندگان معاصر با ديدي انتقادي به اين حكومت نگريسته و آن را از زواياي مختلف به نقد كشاندهاند و از سوي ديگر گروهي از دانشوران و نويسندگان، آن را يك ضرورت تاريخي یاد كرده و از آثار مبارك و دستاوردهاي آن سخن گفته اند.
علماي جبل عامل در قدرت سياسي و فرهنگي عصر صفوي نقش بسزايي داشتند و از آن جمله می توان به نقش محقق كركي در تعديل سياستهاي شاه اسماعيل اشاره کرد. يکی از مشخصههای فقه کرکی،بذل توجه خاص به پاره ای از مسائل است که تغييرسيستم حکومتی وبه قدرت رسيدن شيعه در ايران بوجود آورده بود. بيشترفقها ومجتهدان شيعه پس از کرکی تا پايان دوره صفويه متأثر از روش فقهی او بودهاند. زيرا مجموعه حقوقی عميق ومتين او را با استدلالهای قوی ومحکم دربرابرخود دانسته اند.6
محقق كركي شش سال در عراق زندگي كرد و ظاهراً هجرت ايشان از ايران به عراق به واسطه ناهمسازي با سياست شاه اسماعيل بود. وي در سال 940 در نجف اشرف بدرود حيات گفت كه البته فوت ايشان در زمان شاه طهماسب بوده است.از مهمترين آثار مهاجرت فقها، تثبیت انديشه ولايت فقيه بود به گونهاي كه حاكم صفوي خود را نائب فقيه ميشمرد.
تحليل شهيد مطهري از نقش فقهای جبل عامل
فقهاي جبل عامل نقش مهمي درخط مشي ايران عهد صفوي داشتند و چنانكه ميدانيم صفويه درويش بودند. راهي كه ابتدا آنها بر اساس سنت خاص درويشي خود طي ميكردند اگر با روش فقهي فقهاي جبل عامل تعديل نميشد و اگر بوسيله آن فقهاء حوزه فقهي عميقي درايران پايه گذاري نميشد به چيزي منتهي ميشد نظير آنچه در علويهاي تركيه و شام هست. اين جهت تأثير زيادي داشت در اينكه اولاً روش عمومي دولت ايران از آنگونه خرافات مصون باشد و ثانياً عرفان و تصوف شيعي نيز راه معتدل تري طي كند. از اين رو فقهاي جبل عامل از قبيل محقق كركي و شيخ بهايي و ديگران با تأسيس حوزهها و تربيت فقها حق بزرگي به گردن مردم ايران دارند.
شيخ بهايي در اصل از مردم جبل عامل لبنان است. علت واقعي مهاجرت خانواده شيخ كاملاً روشن نيست. شايد شهادت فجيع شهيد ثاني استاد پدرش يا شرايط مشابهي كه دانشمندان شيعه را بيشتر و كمابيش تهديد ميكرد و همچنين طلوع ستاره اقبال سلسله صفوي در ايران با داعيه تشيعي كه داشت بخشي از انگيزههاي اين هجرت باشد.
اعلام مذهب اماميه اثني عشري بعنوان مذهب رسمي امپراطوري صفوي توسط شاه اسماعيل احياناً به قصد آن بود كه راه ميانهاي در بين افراط و تفريط بگشايد. جلوي زياده رويهاي پيروان خود را بگيرد بالاخره پايه اساسي براي مشروعيت بخشيدن به سلطه و حكومت خود و خاندان خود تدارك ببيند.
اما اگر قرار بود كه تشيع مذهب رسمي اين امپراطوري باشد بناگزير بايد معلماني براي ابلاغ و تبليغ اين مذهب و فقهايي براي تعيين و اجراي احكام آن وجود ميداشتند و در آن ايام چنين معلمان و فقهايي بندرت در خود ايران يافت ميشدند. البته گروههاي كوچك شيعی در خراسان، عراق و جاهاي ديگر بودند ولي رجال و بزرگان شهرهاي بزرگي كه به خدمت صفويه درآمده بودند به رغم رواج گسترده در ميانشان عمدتاً شيعي مذهب نبودند. 7
سير توسعه تشيع در ايران كند بود و در اوائل كار شاه اسماعيل و جانشين او شاه طهماسب براي تجهيز و تقويت علماي شيعه ايران علماي شيعه را از كشورهاي عربي زبان يعني عراق ـ بحرين و جبل عامل به اين كشور آورد. به قدرت رسيدن صفويان و رواج مذهب تشيع در ايران وکوششی که آنان برای تحکيم اساس مذهب شيعه درايران مبذول داشتند، موجب شد که بسياری از علمای شيعی مقيم جبل عامل و بحرين- که در آن دو مرکز عمده علمی و اجتماعی شيعه به شمار بود- به ايران و بين النهرين مهاجرت کنند و در امر نشر و تبليغ مبانی مذهب شيعه جد و جهد و سعی و کوشش نمايند.
مهمترين اين افراد محقق بن عبد العالی کرکی بود که پیرامون سال 909 از کرک نوح در جبل عامل به بين النهرين آمد.8
کرکی را مروج شيعه و مجدد دين در قرن دهم خوانده و تحکيم اساس تشيع را در ايران آغاز صفوی از او دانسته اند. ومقام تقدم بر تمامی وزراء وامراء را به وی داده که در واقع بزرگترين مقام کشور پس از مقام سلطنت بود.
اولين عالم شيعه محقق كركي است كه شاه اسماعيل از او دعوت كرد و او به ايران آمد اين تنها كمي شمار علماي خارجي در ايران نبود كه به خدمت گرفتن كركي و نظاير او را از نظر خاندان جديد التأسيس صفوي ارزشمند ميساخت. مسئله مهمتر اين بود كه به خدمت گرفتن علماي شيعه خارجي كه علقه و ريشهاي در جامعه شهري ايران آن ايام نداشتند از نظر اين قدرت جديد التأسيس كه هنوز قوام چنداني نيافته بود بسيار مطمئن تر از توسل و تكيه بر علماي شيعي بومياي بود كه با طبقات ممتاز شهرهاي ايران منافع مشتركي داشتند. حتي از اين هم مهمتر آن بود كه متضمن تأكيد بر نقش و وظيفه علماء بعنوان نگاهبانان شريعت و جانشينان امام معصوم(عليه السلام) بود. و به علماي صالح اجازه ميداد اجتهاد كنند و بنابر روشهاي معتبر استنباط و استنتاج نتايج مطلوب و مورد نظر را از منابع فقهي استخراج نمايند.9
راهي را كه كركي گسترده بود ديگران در طول قرن دهم و نيمه اول قرن يازدهم قمري ادامه دادند. اگر چه علماي شيعهاي كه از خارج چه از جبل عامل و چه از بحرين به ايران آمده بودند هيچگاه نتوانستند همه مقامات عالي را در تشكيلات مذهبي كشور قبضه كنند ولي با اين حال علماي مهاجر به منصب شيخ الاسلامي در شهرهاي بزرگ وعظ و تبليغ در مساجد و تدريس در مدارس برگزيده ميشدند و به هر حال ميتوانستند نقش مهمي در اشاعه آموزه و آيين معتدل و مسئول شيعي در ميان مردم ايران ايفا كنند.
اعقاب و وابستگان كركي تا سالها همچنان نقش و نفوذ بسيار در حيات مذهبي وسياسي ايران داشتند. بنا بر آنچه كه اشاره شد نتيجه ميشود كه نقش علماي مهاجر جبل عامل در دوره صفويه و تأثيرآنان را در نشر تشيع و علوم وابسته به آن در ايران نميتوان ناديده گرفت. به عقيده مورخ معاصر و شيعه شناس لبناني سيد حسن الامين: اگر علماي جبل عامل به داد پادشاهان صفويه نرسيده بودند گرايش اين سلسله به مسلك علي اللهي و غلاة شيعه حتمي بود و در آنصورت سرنوشت ايران امروز از لحاظ مذهبي جز اين بود كه هست.10
به طور خلاصه علل مهاجرت علماي جبل عامل به ايران را ميتوان در موارد زير خلاصه كرد.
1ـ رسميت يافتن مذهب تشيع در ايران در دوره صفوي
2ـ تهاجم سنگين تركان عثماني به منطقه شرق درياي مديترانه و تهديد آزادي واعتقادات ديني ساكنين شيعه مذهب منطقه جبل عامل لبنان
3ـ مكاتبه علي موبد آخرين حكمران سربداري و شهيد اول و دعوت از وي براي آمدن به ايران براي برقراري و تثبيت شيعه اثني عشري.
4ـ استفاده از علماء براي كسب مشروعيت سلطه و حكومت خويش.
5ـ تحقق عيني وظيفه فقها در نگاهباني از شريعت به عنوان دانشياران امام معصوم(عليه السلام).
6ـ علاقه حكمرانان صفوي در استفاده از علماي جبل عامل براي ترويج و گسترش مذهب اماميه اثني عشري و تعادل بين افراط و تفريطي كه در جامعه آن روز وجود داشت.
7ـ در كشورهاي ديگر آن زمان مانند عراق مذهب رسمي سالها تشيع بود و نيازي به گسترش آن نبوده است.
يادداشتها:
1- لبنان در يک نگاه -تدوين: سفارت جمهوری اسلا می ايران - بيروت - ص 11.
2- ساختار اجتماعی لبنان و آثار آن - مصطفی معينی آرانی - ص 12.
3- همان منبع - ص 14.
4- همان منبع - ص15.
5- مروری بر تاريخ فقه و فقها - دکتر محمد جعفری هرندی - ص227.
6- زمين در فقه اسلا می- جلد اول- حسين مدرسی طبا طبائی - ص 67.
7- ساختار اجتماعی لبنان وآثار آن - ص 20.
8- زمين در فقه اسلامی - جلد دوم - ص74.
9- ساختار اجتماعی لبنان و آثار آن - ص 22.
10- گزارشی از لبنان - محمد واعظ زاده خراسانی - نشريه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد-ش 14 - بهار1354- ص 38
فهرست منابع
1. جعفری هرندی، محمد، مروری بر تاريخ فقه و فقها،مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل،چاپ: چاپخانه آذر نوش
2. سفارت جمهوری اسلامی ایران – بيروت- لبنان در يک نگاه
3. صدر، حسن و حر عاملی، محد بن حسن و احمد حسينی، تکملة امل الامل، به تصحيح محمود مرعشی،مکتبه آيه الله المرعشی، قم، 1406 ق =1364 ش
4. فقيه، محمد، جبل عامل فی التاريخ، دارالاوضاء، بيروت،1406 ق = 1365 ش
5. محمد واعظ زاده خراسانی، گزارشی از لبنان،نشريه دانشکده الهيات و معارف اسلامی مشهد، شماره 14، بهار 1354
6. مدرس، عبدالرحمن بن نصرالله، تاريخ علماء خراسان، با مقدمه محمد باقر ساعدی خراسانی، کتابفروشی ديانت مشهد، مشهد، 1341
7. مدرسي طباطبايي، حسين، زمين در فقه اسلامي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي،تهران، 1362
8. مسجد جامعی، محمد، زمينههاي تفكر سياسي در قلمرو تشيع، نشر المهدي،تهران، 1379
9. معيني آراني، مصطفي، ساختار اجتماعي لبنان و آثار آن، وزارت امور خارجه، تهران، 1372
http://www.isu.ac.ir/Publication/Andesh-ye-Sadiq/Andesh-ye-Sadiq_16/Andesh-ye-Sadiq_1610.htm
|