ادونيس پس از بازگشت از سفر به ايران، طي يادداشتي در روزنامه الحيات، اين روزها را روزهاي به يادماندني و خوبي توصيف مي كند و مي نويسد: اين روزها از تمام ديدارهاي فرهنگي من از كشورهاي جهان زيباتر و بهتر بودند.
وي مي افزايد: به دعوت بخش فرهنگي سفارت فرانسه به ايران دعوت شدم و يك هفته كامل در اين كشور ( و در شهرهاي تهران، اصفهان و شيراز ) به سر بردم.
ادونيس مي نويسد: در اين ديدار ونوس خوري قطا، دوست شاعر و رمان نويسم، من را همراهي مي كرد كه ناچار شد به پاريس برگردد و سفر اصفهان و شيراز را از دست داد.
برنامه ها پر بود: ميزگردهايي درباره ترجمه و نوآوري و سنت. شب شعرها. ديدار با دانشجويان و هنرمندان و نويسندگان و شاعران، ديدارها و گفتگوها و غيره.
در تهران، مثل دمشق، وقتي نزديك بيست سال پيش به دعوت كميسارياي اروپا به آنجا رفتم، مسوولان رسمي در تمامي ديدارها غايب بودند، ولي با اين حال در ايران با هيچ تنگنايي روبه رو نشدم. عكس من در برخي روزنامه هاي غير دولتي مثل "شرق " در تهران و دو روزنامه ديگر در شيراز به چاپ رسيد و با استقبال دانشجويان بخصوص دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي و شاعران، نويسندگان و هنرمندان روبه رو شدم.
چيزي كه براي من به طور مشخص جالب بود، ميزان پيگيري دانشجويان دختر و پسر بود و اين كه با شعرها و نظريات من، نه تنها به زبان فارسي بلكه به زبان عربي، آشنا بودند.
از عمق سوالات و بحث ها خيلي خوشحال شدم. شعر به طور خاص و فرهنگ به شكل عام، محور بحث هاي ما بود و در اين چارچوب دوست دارم به سه مساله اشاره كنم.
اول اين كه تصويري كه از زن ايراني منتقل مي شود، تصوير ناقصي است مخصوصا درباره حجاب. درست كه زنان به زور قانون، روسري سر مي كنند و مجبورند چنين كنند اما براي اغلب آن ها اين فقط شكل ظاهري موضوع است و نزديك است و معناي حقوقي آن، معناي ديني اش را از بين ببرد. به عبارتي اين بهايي است كه زنان براي حضور در عرصه هاي مختلف علمي، فكري و هنري بايد بپردازند. اين فقط وسيله اي است براي تقويت آزادي حركت آن ها. زن ايراني با نيرو و توان در عرصه هاي روزانه و فرهنگي حضور دارد...
دوم اين كه درست نيست ما واقعيت مردم و واقعيت حكومت را يكي بدانيم، چنان كه خيلي ها چنين مي كنند و احكام قاطع و كلي و تصويري يكسان صادر مي كنند... بخش عمده اي از مردم بخصوص دانشجويان و جريان هاي شعري، هنري و فكري ، مستقل از حكومت و فرهنگ حكومتي فكر مي كنند و گاهي افكارشان مخالف افكار حكومتي است...
سوم، رابطه دين با سياست، جامعه و فرهنگ است. موضوعي ريشه اي و قابل بحث در ايران. اين سوال، سوالي ساكت است و بيش از آن كه به زبان درآيد، افكار را مشغول كرده است....
شاعر ترانه هاي مهيار دمشقي، در بخش ديگري از يادداشت سفر خود مي نويسد: وقتي كلمه "تن " گفته مي شود انگار به سرعت اين كلمه شكل زميني پيدا مي كند، براي همين در شب شعري كه در حافظيه برگزار شد، وقتي درباره رابطه شعر و آواز در جهان عرب سوالي پرسيده شد و وقتي جواب دادم صداي ام كلثوم و فيروز را دوست دارم، سالن اكنده از صداي دست زدن هاي آن ها شد.
وقتي معناي كامل و پنهان اين دست زدن را پرسيدم به من گفتند: زن در ايران حق خواندن ندارد – چيزي كه در تاريخ آواز جهان اسلام و عرب وجود داشت.
درباره سعدي و حافظ و "جيم " بهشت ( جنه) و دوزخ ( جحيم) خواهم نوشت و حرف خواهم زد و ماه شيراز را با رنگ سرخ قرمزي توصيف خواهم كرد و مي نويسم:
در زبان فارسي گلي است
نامش حافظ شيرازي، گاهي
و گاهي اسمش عشق.
و به زودي آوازخوان با شيراز وداع خواهم گفت:
خيام پرنده اي است نامش روشنايي،
خيام اكسيري ديگر است زندگي را
*
ولي، ولي
چه مي گويند لب هاي آن زن،
آن زن – به طور مشخص ؟
و چه بشارتي است ستاره زهره را
در اين غروب؟


جاء أدونيس إلى القاهرة مفكراً محاضراً لا شاعراً، مدعواً من قبل الجامعة الأميركية في إطار الموسم الثقافي العربي، فقدم بحثاً بعنوان "معوقات الحداثة في الثقافة العربية بعامة والشعر العربي بخاصة"، طرح من خلاله قضيتين أساسيتين؛ الأولى هي الرؤية الوحدانية للإنسان والعالم، تلك التي تفصح عن نفسها بثقافة العنف والإقصاء والتكفير، بتبني حقيقة واحدة مطلقة وربطها باللغة في النص الديني، الذي يتم تأويله تأويلاً سياسياً سلطوياً. والثانية هي انعدام الذاتية التي تحصر حقيقة الإنسان والعالم في ذات التأويل السائد للنص الديني، حيث تتحدد المعرفة ويكون ختامها، وبالتالي لا يكون للفرد إلا الاتباعية في مقابل الذاتية التي يجب أن تتحدد بعالم الفرد الداخلي لا بكل ما هو خارجه؛ بالنص والشريعة والأمة. وقد أكد أدونيس أكثر من مرة، أنه لا يتحدث عن النص الديني المقدس، بل عن تأويله السائد الذي ألغى "الأنا" في سبيل "النحن"، وبالتالي انعكس ذلك على الثقافة العربية وعلى أصواتها الشعرية التي أصبحت بين مطرقة السياسة وسندان اللاهوت. ومحاضرة أدونيس، تأتي مباشرة قبل يومين من زيارته الأولى لإيران، مما يفسر ان يرى البعض في مضمونها ما ينطبق على إيران أكثر من غيرها من الدول الإسلامية. وبعد المحاضرة كان لنا هذا الحوار الخاص مع أدونيس، الذي طرح فيه بعض القضايا للمرة الأولى.