روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده ست مراد وی از این ساختنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد در وطنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
«بازتاب»، سرویس فرهنگی، مهدی خرم دل: هشتاد و چهارمین دوره مراسم اهداء جوایز آکادمی اسکار روز دوشنبه 26 فوریه ساعت شش صبح به وقت تهران در شرایطی به میزبانی سالن کداک تئاتر لس آنجلس برگزار می شود که برای بسیاری از مردم ایران با حداقل یک دهه اخیر تفاوت چشمگیری دارد و آن هم حضور دومین نماینده ایران، این بار با گام هایی محکم تر در میان پنج کاندیدای اصلی دو بخش از این رویداد بزرگ سینمایی است. اما اصغر فرهادی در نیمه شبی که مردم چشم انتظار حضورش روی استیج برای گرفتن مجسمه طلایی اسکار به عنوان نخستین سینماگر ایرانی در طول تاریخ هستند، با چه کارگردانان و سناریونویسانی به رقابت خواهد پرداخت و چه آثاری با «جدایی نادر از سیمین» برای اسکار 2012 رقابت می کنند؟
زمانی طولانی تا مراسم سالیانه آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک موسوم به جوایز اسکار باقی نمانده است و همین مسئله هیجان این مراسم بین المللی را افزایش داده، با این تفاوت که این بار ایرانی ها صبح روز بعد خبر برندگان جوایز را نمی خوانند و یا بازپخش مراسم را نمی بینند، بلکه تلاش می کنند به صورت آنلاین شاهد این مراسم باشند و سرنوشت نماینده ایران در این رویداد که پس از حضور مجید مجیدی با فیلم «بچه های آسمان» در سال 1999، برای نخستین بار به این سطح رسیده، مستقیماً پی بگیرند و به قرار گرفتن نام ایران میان برندگان اسکار در تاریخ امیدوار باشند.
بر همین اساس پیش از آن که مروری داشته باشیم بر بخت های مسلم چهار جایزه کلیدی جوایز نه چندان قابل پیش بینی اسکار، نگاهی می اندازیم به رقبای «جدایی نادر از سیمین» در بخش «بهترین فیلمنامه تالیفی» و همچنین در بخش «بهترین فیلمنامه غیرانگلیسی زبان» که در چند هفته اخیر بیش از 5765 نفر صاحب رای در انتخابات اسکار میان آنها، یکی را بالاتر در نظر گرفته اند و البته احتمالاً طیف وسیعی از ایشان، «یک جدایی...» را به دیگر رقبایش ترجیح داده اند.
.jpg)
بهترین فیلمنامه تالیفی
هیچ کس تصور نمی کرد آخرین ساخته فرهادی میان نامزدهای این بخش قرار بگیرد و همگان منتظر حضور فیلم فرهادی تنها در میان پنج نامزد اسکار بهترین فیلمنامه غیرانگلیسی زبان 2012 بودند. اما این هم یکی از شگفتی های پیاپی بود که جدایی نادر از سیمین رقم زد تا نماینده سینمای ایران بیش از پیش در دوره 84 اسکار مورد توجه سینماگران مدعو جهان و صدها میلیون تماشاچی زنده این مراسم باشد. فرهادی در این بخش کار بسیار دشواری برای برنده شدن جایزه اسکار دارد و شاید حضورش در میان پنج فیلم برتر نیز یک اتفاق بزرگ و نویدبخش موج تازه سناریست های دارای فن در ایران باشد.

اگر از فیلمنامه استخوان دار و حساب گری فرهادی در سناریوی «جدایی نادر از سیمین» بگذریم، چهار رقیب جدی پیش رو هستند. «ساقدوش های عروس» (Bridesmaids) یک کمدی بفروش مخصوص گیشه های آمریکاست و اگرچه حتی در بفتا نیز نامزد جایزه فیلمنامه تالیفی شد، اما در نهایت دست خالی بریتانیا را ترک کرد و بعید به نظر می رسد رقیب جدی برای «جدایی نادر از سیمین» باشد. اما دیگر رقبای فرهادی داستانشان فرق می کند.
فیلم صامت «هنرمند» (The Artist) که روایتی از گذار سینمای هالیوود از دوره فیلم های صامت به فیلم های ناطق است، در ده بخش کاندیدا شده و به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است و البته در بفتا میشل هازانا ویسیوس کارگردان و نویسنده اش برنده بهترین فیلمنامه تالیفی شد و این خبر خوبی برای رقبایش نیست.

اوون ویلسون و کارلا برونئی همسربازیگر رئیس جمهور فعلی فرانسه در صحنه ای از نیمه شب در پاریس
«درخواست نهایی» (Margin Call) آخرین رقیب جدایی... یک ملودرام سنگین و جدی تر از مابقی است که یادآور فیلم وال استریت است. درخواست نهایی (اصطلاحی اقتصادی به معنای درخواست آخر کارگزار بورس از سرمایه گذار برای خرید سهام جهت جلوگیری از ضرر مالی) برشی است از 24 ساعت از اتفاقات شرکتی که بر اثر ترفندهای دلالان بورس تا لبه پرتگاه پیش رفته و در این اوضاع قرار است تعداد زیادی از کارگزارن خود را اخراج کند و به قول یک منتقد آنهایی که می روند "خوب" و آنهایی که می مانند "بهتر" هستند؛ معیاری ساده برای تعدیل نیرو!
بازیگر شاخص این فیلم کوین اسپیسی است که همچون بسیاری نقش های دیگرش، به اندازه و به جا بازی کرده اما اینها به نویسنده و کارگردان اثر کمک نمی کند که جایزه این بخش را ببرد.
«نیمه شب در پاریس» (Midnight in Paris) ساخته تحسین شده وودی آلن که توسط خودش نیز نوشته شده، دیگر رقیب جدی فیلم فرهادی است که در جشنواره ها و جوایز بین المللی متعددی طی ماه های اخیر کاندیدای بهترین فیلمنامه تالیفی شده اما در نهایت تنها در چند جشنواره موفق به برنده شدن این جایزه گشته است. وودی آلن با نامزدی در بخش بهترین فیلمنامه رکورد خودش در تعداد نامزدی برای فیلمنامه نویسی را ارتقا بخشید. او 15 بار در بخش فیلمنامه غیر اقتباسی نامزد اسکار شده است که اگر امسال این جایزه را ببرد، اولین کسی است که سه بار در این بخش اسکار گرفته است. او آخرین بار، 25 سال پیش برای فیلم هانا و خواهرانش این جایزه را برده است. داستان این کمدی فانتری وودی آلن نیز به ملاقات یک نویسنده با بازی «اوون ویلسون» نیمه شب در پاریس به دیدار هنرمندان سال های 1890 می رود و درباره آثار و زندگی شان با آنها گفت و گو می کند و به حال حاضر باز می گردد و دوباره ماجرا تکرار می شود!
.jpg)
بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان
شانس اصلی برای در اختیار گرفتن اسکار توسط اصغر فرهادی در بخش «بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان» در نظر گرفته شده است و ستایش های کارگردانان، بازیگران و منتقدان سرشناس سینمای جهان از «جدایی نادر از سمین» و همچنین نظرسنجی ها میان اعضاء رای دهنده آکادمی اسکار حکایت از نظر مثبت بخش چشمگیر و البته تاثیرگذاری از اعضاء کلیدی آکادمی نسبت به نماینده ایران در این بخش است.
مسئله ای که این جایزه را برای ایرانیان حساس تر نیز می سازد، جدال نماینده ایران با نماینده رژیم اسرائیل بر سر این جایزه تاریخی است که موضوع را حیثیتی تر از قبل کرده و دومین حضور نماینده از ایران در این بخش، طی 84 سال برگزاری این رویداد را پر اهمیت تر ساخته است. رقابت برای فرهادی در این بخش نیز اندکی ساده تر است؛ چرا که فاصله رقبایش به جز یکی تقریباً با «جدایی نادر از سیمین»، قابل توجه است و تشخیص بالاتر بودن سطح نماینده ایران نسبت به دیگر رقبا، کار چندان دشواری برای رای دهندگان در انتخابات آکادمی نبوده است.
«پانویس» (Footnote)
بقيه در ادامه
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکرده است از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
گداي عشقم و سلطان حسن شاه من است
به حسن نيّت عشقم خدا گواه من است
خيال روي تو در هر کجا که خيمه زند
ز بي قراري ام آنجا قرارگاه من است
به محفلي که تويي صد هزار تير نگاه
روانه گشته ولي کارگه نگاه من است
در اشتباه گذشت عمر من يقين دارم
که آنچه به ز يقين است اشتباه من است
اگر چه بيشتر از هر کسي گنهکارم
وليک عفو تو بالاتر از گناه من است
در کوی خرابات کسی را که نیاز است
هشیاری و مستیش همه عین نماز است
آنجا نپذیرند صلاح و ورع امروز
آنچه از تو پذیرند در آن کوی نیاز است
اسرار خرابات بجز مست نداند
هشیار چه داند که دراین کوی چه راز است
تا مستی رندان خرابات بدیدم
دیدم به حقیقت که جز این کار مجاز است
خواهی که درون حرم عشق خرامی
در میکده بنشین که ره کعبه دراز است
از میکده ها ناله جانسوز بر آمد
در زمزمه عشق ندانم که چه ساز است
چون بر در میخانه مرا بار ندادند
رفتم به در صومعه دیدم که فراز است
آواز زمیخانه بر آمد که عراقی
در باز تو خود را که در میکده باز است
آیتالله دکتر سید مصطفی محقق داماد
روشن است که رجم به جز در کتاب و سنت ممکن است مستند دیگری در منابع فقهی داشته باشد که البته در اینجا مورد بحث ما نیست. در اینجا میخواهیم بگوییم که صرف نظر از سایر ادله، آیا در کتاب و سنت میتوان دلیلی برای رجم دست و پا کرد یا خیر؟
الف) رجم در تورات
به نظر میرسد برای بررسی حکم رجم در کتاب و سنت، شایسته است که ابتدا حکم رجم را در شریعت قبل از اسلام، یعنی در یهودیت، خاصه در تورات، به طور گذرا بررسی کنیم؛ زیرا برخی از شرایع یهودیت در قرآن مورد تایید قرار گرفته و از سوی دیگر، برخی از احکام تورات، به درست یا نادرست، حکمی اسلامی انگاشته شده است. تورات به صراحت برای چند جرم مجازات سنگسار را مقرر کرده است: قربانی برای خدایان غیر (لاویان، 20 :2)، جادوگری (لاویان، 20 :27)، کفرگویی (لاویان، 16 :24)، بیحرمتی به روز شنبه (اعداد، 15 :35)، بت پرستی (تثنیه، 13 :9-5 :10 ؛17)، مجازات پسر سرکش و فتنه انگیز (تثنیه، 21 :21)، زنا با دختر نامزددار (تثنیه،22 :21، 24). کتاب مقدس یهودی اجرای این مجازات را نیز گزارش کرده است: (لاویان، ؛24 :23 اعداد، ؛15 :36 اول پادشاهان، ؛21 :13 دوم تواریخ، 24 :21).
چنان که از تلمود، گنجینه شریعت شفاهی یهودی که در نزد یهودیان اعتباری همپایه تورات مکتوب دارد، بر میآید، سنگسار شدیدترین نوع مجازات اعدام است که برای هجده جرم در نظر گرفته شده است. نحوه اجرای این مجازات و شرایط آنها به تفصیل در تلمود مورد بحث عالمان یهودی واقع شده است.1 گفتنی است که بر اساس تورات، مجازات زنا در برخی موارد سنگسار، و در موارد دیگر سوزاندن یا خفه کردن است. مجازات زنا بر اساس تورات و تلمود چنین است:
1-مجازات زنا با دختر نامزددار، برای هر دو طرف، سنگسار است (تثنیه، 23 :22-24)؛ همچنین است حکم زنی که شوهرش ادعا کند وی در زمانی که در خانه پدرش بوده (و مطابق تفاسیر یهودی در نامزدی وی بوده) بکارتش را از دست داده است (البته منوط به اثبات آن) (تثنیه، 13 :22-.21)
2- زنا با زن شوهردار، مطابق اصول تلمود، برای هر دو طرف، مجازات خفه کردن را در پی دارد (تثنیه، ؛22 :22 لاویان، 10 :20). گفتنی است در تورات در این مورد فقط حکم به کشتن شده است و نوع کشتن مشخص نشده است. در این موارد اصل آن است که خفیفترین نوع مجازات اعدام - یعنی خفه کردن - اعمال شود. با این همه، برخی از عالمان یهود با استناد به قیاس اولویت گفتهاند: از آنجا که زنا با دختر نامزددار که خفیفتر است، مجازاتش سنگسار است، به طریق اولی در مورد زنا با زن شوهردار باید با سنگسار مجازات شود (تلمود بابلی، سنهدرین، ؛52 سفیرا، 9 :11).
نکته قابل ذکر آنکه در یهودیت، برخلاف حقوق اسلامی، ملاک اعمال چنین مجازاتی، شوهردار بودن زن است، چه مرد دارای همسر باشد و چه نباشد؛ به این معنا که اگر زن دارای شوهر باشد، هم او و هم مرد زناکننده، حتی اگر بیهمسر باشد، به این مجازات محکوم میشوند.
3- اگر دختر کاهن زنا کند، به سوزاندن محکوم میشود (لاویان، 21 :9) و مردی که با وی هم بستر شده است، خفه میشود.
4- زنا با کنیز دیگری مجازات تازیانه در پی دارد (لاویان، 19 :20).
5 -زنای به عنف با دختر نامزددار، مجازات اعدام (خفه کردن) را در پی دارد (تثنیه، 22 :25).
6- زنای به عنف با دختر باکره جزای نقدی را به همراه دارد (تثنیه، 22 :26).
7- زنای با محارم چند نوع مجازات دارد: زنا با مادر، زن پدر و عروس مجازات سنگسار را در پی دارد (تلمود بابلی، سنهدرین، 7 :6)؛ زنا با نادختری و نوه زن، مادرزن، مادربزرگ زن، دختر و نوه مجازاتش سوزاندن است (لاویان، 20 :14 تلمود بابلی، سنهدرین، 9 :1)؛ سایر انواع زنای با محارم مجازات آسمانی یا تازیانه در پی دارند.
8- زنا با دختر باکره مستلزم پرداخت مهرالمثل دوشیزگان است (خروج، 17 :23-16).2
چنان که از مطالب فوق برمیآید، تورات در یک جا مجازات زنا را سنگسار دانسته است؛ آنجا که کسی با دختر نامزددار زنا کند. در مورد زنا با زن شوهردار، تورات فقط حکم به قتل کرده و رای غالب در اینجا قتل به شیوه خفه کردن است؛ گرچه سنگسار هم با استناد به قیاس اولویت طرفدارانی دارد. در برخی از انواع زنای با محارم نیز تلمود حکم به سنگسار کرده است.
ب) رجم در قرآن
گرچه در قرآن به صراحت آیهای که بر تشریع رجم دلالت کند، وجود ندارد، اما برخی از مفسران، آیه 41 سوره مائده را در ارتباط با رجم دانستهاند:3 «یا ایها الرسول لا یحزنک الذین یسارعون فی الکفر من الذین قالواامنا بافواههم...»
کاوه احمدی علی آبادی
پيشينه اي از سالشماری های کهن
اخیراً اعلام شد، چند تقویم ایرانی که به قرن هشتم پیش از میلاد تعلق دارند، در چین یافت شده اند که در آن ها، روز اول نوروز خورشیدی و روز اول «نوسرد» که اول سال ربیعی است و ماه های قمری با روزهای هفته و نام حیوانات دوازده گانه به چشم می خورد. در تقویم ایران باستان هر ۳۶۵ روز برابر یک سال بود و پس از گذشت هر۱۲۰ سال دو روز به مدت یک ماه جلوتر می آمد. سال ۳۶۵ روزه به دوازده ماه ۳۰ روزه به علاوه ۵ روز که آن را «پنچه» می گفتند، تقسیم می شد. ایرانیان باستان هر روز را با اسمی خاص می نامیدند، که اسامی شان در اوستا آمده است. نام ماه های سال و چهار فصل نیز در برخی از کتب پهلوی رفته است. منجمان ایرانی چون تمام حساب های دقیق نجومی شان را با واحد روز محاسبه می کردند، یک سال ۳۶۵ روزی بی کسر قرارداد کرده بودند، به طوری که در طول ۱۵۰۸ سال، این دوره تمام شده و از نو شروع می گردیده است.
این دوره، سال ها و ماه های آن به نام «فرسی» یعنی غیرثابت و چرخان مشهور است. از این روی، در گذشته های دور، ایرانیان در هر سال، دو نوروز می گرفتند. یکی نوروز ثابت خورشیدی که روز آغاز بهار است و دیگر نوروز فرسی، یعنی نوروزی که در تمام فصول سال می چرخد. تقویم اوستایی مبنای گاهشماری های ایران زمین، پیش از اسلام است. در دوره هخامنشیان با نام «گاهشماری پادشاه ایران» رواج داشت. در دوره اشکانیان، شروع سلسله، آغاز سالشماری قرار گرفت. در زمان ساسانیان گاهشماری زرتشتی به کار گرفته شد که تنها تفاوت مهمی که با گذشته کرد، در آن بر تخت سلطنت نشستن هر پادشاه جدید، آغاز تقویم شمرده می شد و بدین روی، آخرین سالشماری با پادشاهی یزگرد سوم تحت عنوان «گاهشماری یزگردی» متداول بود که تا امروز نزد بسیاری از زرتشتیان ایران و هند هنوز کاربرد دارد و آن ها به خصوص برای بسیاری از جشن ها و مناسک دینی و آئینی خود از آن استفاده می کنند.
برخی از اخترباستان شناسان بر این نظرند که بعضی بناهای ایران باستان که در دوران پیش از اسلام در ایران زمین بنا شدند و اینک ما بقایای برخی از آن ها را در نقاط مختلف کشور می بینیم - از جمله بناهای معروف «کعبه زرتشت»، «نقش رستم»، «دهانه غلامان»، بناهای چارتاقی و غیره- در حقیقت به عنوان رصدخانه کاربرد داشتند و برای تعیین اول ماه های شمسی و تدوین گاهشماری باستانی ایران مورد استفاده واقع می شدند؛ گرچه در مورد این کاربری، بین محققان اتفاق نظر وجود ندارد.
● گاهشماري جلالي
پس از ورود اسلام به ایران، تقویم هجری- قمری متداول گشت که براساس چرخش ماه محاسبه و مورد استفاده واقع می شد که بر طبق آن، در سال های معمولی هر ۳۵۴ روز و در سال کبیسه هر ۳۵۵ روز یک سال کامل محسوب می شد. مبدأ گاهشماری هجری خورشیدی مانند گاه شماری هجری قمری، هجرت پیامبر اسلام -محمّد (ص)- از مکه به مدینه در تاریخ ۲۴ تیر سال یکم هجری خورشیدی (۶۲۲ میلادی) است. البته سال خورشیدی با ۳ ماه و ۲۴روز دیرکرد از یکم فروردین آغاز می شود. در قرن پنجم هجری قمری و زمان "ملکشاه سلجوقی" و وزارت خواجه نظام الملک توسی بود که تعدادی از دانشمندان، سالشماری تنظیم کردند که تقویم جلالی ملکشاهی نام گرفت و به اسامي «ملکشاهی»، «سلطانی» و «محدث» نیز خوانده میشود، ودر حقيقت یک نظام گاهشماری خورشیدیِ اعتدالی است که در زمان سلطان جلالالدین ملکشاه سلجوقی (۴۸۵ تا ۴۶۵ هجری قمری) آغاز به تنظیم شده و نامهای گوناگون آن نیز از نام و لقبهای ملکشاه برگرفته شده است.این گاهشماری از ۳۶۵ روز در قالب ۱۲ ماه تشکیل شده بود که دقیق ترین تقویم جهان محسوب می شود و در واقع شکل نهایی و اصلاح شده گاهشماریهای «معتضدی»، «فارسیه»، «خراجی» و دیگر نظام هايی است که در قرون سوم تا پنجم هجری برای تثبیت نوروز در اعتدال بهاری استفاده مي شدند و فاقد دقت کافی و بدون قابلیت محاسباتی برای سالهای پیشین و پسین بودهاند.
ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نرويد باعتدال محمد
قدر فلك را كمال و منزلتى نيست
در نظر قدر با كمال محمد
وعده ديدار هر كسى بقيامت
ليلة الاسرا شب وصال محمد
آدم ونوح و خليل و موسى عيسى
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصه دنيا مجال همت او نيست
روز قيامت مگر مجال محمد
شمس و قمر در زمين حشر نتابند
نور نتابد مگر جمال محمد
وان همه پيرايه بست جنت فردوس
بو، كه قبولش كند بلال محمد
شايد اگر آفتاب و ماه نتابد
پيش دو ابروى چون هلال محمد
چشم مرا تا بخواب ديد جمالش
خواب نمى گيرد از خيال محمد
«سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى
عشق محمد بس است و آل محمد
كليات سعدى، فصل طيبات، ص533 532.
خدا ازآسمان بارانى فرستاد،
دره ها به تناسب ظرفيتشان سيل جارى ساختند،
سيل برسطح خود كفهائى همچون كفى كه از ذوب فلزات برمىآيد، حمل ميكند،
خدا حق و باطل را اين گونه مثال مىزند؛
اما كفها به كنارى مىروند و محو مىشوند.
درعوض، آنچه براى مردم مفيد است برجاى مىماند.
خدا اين گونه مثال مىزند
(سوره رعد آيه۱۷).
قال الله تعالى :
( أنزل من السماء ماء
فسالت اودية بقدرها
فاحتمل السيل زبدا رابيا
ومما يوقدون عليه في النار ابتغاء حلية أو متاع زبد مثله
كذلك يضرب الله الحق والباطل
فأما الزبد فيذهب جفاء
وأما ما ينفع الناس فيمكث في الأرض
كذلك يضرب الله الأمثال
( الرعد:17)
خرد آن پایه ندارد که برو پاى گذارى
بختیارى تو و بر مرکب اقبال سوارى
چون توان در تو رسیدن؟ به دویدن؟ به پریدن؟
نور پایى که چنین با دگران فاصله دارى
لیله القدر وصال تو چه فرخنده شبى بود
تا چه دیدى که چنین مستى و پرشور و شرارى
شعله در خرمن تاریکى تاریخ فکندى
چشم بیدار زمان بودى و خسبیده به غارى
از اشارات تو روشن شده چشمان بشارت
طرفه فانوسى و آویخته بر طرفه منارى
نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست
از نگاه و نفست حق به طرب آمده، آرى
به شفاخانه قانون تو افتاد نجاتم
کیمیایى است سعادت ز فتوحات تو جارى
اى غزلواره پایانى دیوان نبوت
حجت بالغه شاعرى حضرت بارى
دولتى! اختر اقبال بلندى که بخندى
رحمتى! سینه آبستن ابرى که ببارى
شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنانى
کوثر خلد نشان سدره ى معراج تبارى
مژده یى اختر سعدى جرسى نعره ى رعدى
آفتابى، سحرى، خنده صبح شب تارى
یوسفستان جمالى هنرستان خیالى
شکرستان وصالى ز شکر شور برآرى
روح عشقى، هنرى خمر خرابات طهورى
نفحات شب قدرى نفس سبز بهارى
همه اقطار گرفتى، همه آفاق گشودى
به جهادى و مدادى و کتابى و شعارى
توسن تجربه، اى فاتح آفاق تجرد
در شب واقعه راندى ز مدارى به مدارى
ز سوادى به خیالى، ز خیالى به هلالى
پاى پر آبله جبریل و تو چالاک سوارى
بال در بال ملائک به تماشاى رسولان
طائر گلشن قدسى تو و خود عین مطارى
به تجمل بگذشتى به جلالت بنشستى
بر چنان خوان کریمى و چنان خیل کبارى
میهمان حرم ستر و عفاف ملکوتى
در تماشاگه رازى و تماشاگر یارى
با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان
مهربان باش چو بر حمل امانت بگمارى
تو بر ارکان شریعت نزدى سقف معیشت
سیر چشمى تو، رسالت ز تجارت نشمارى
به خدایى که تو را شاهد سوگند قلم کرد
که حریفان قلم را به فقیهان نسپارى...